Tuesday, July 06, 2004

آره. بعد تازه از همه جالب تر، اینکه
آدم سیگارشو با فندک روشن کنه، بعد
فندکو تکون بده که خاموش شه و بندازتش
توی زیر سیگاری.
بعد دفعه بعد 1 ساعت دنبال فندک بگرده.


xarxaki 3:29 AM

(55) comments

در این میان موسیقی الکترونیک را بیشتر می پسندم.

Klaus Sculze, Pete Namlook, ...


xarxaki 3:22 AM

(1) comments

Tuesday, June 22, 2004

و سوسکهای بدبخت هم، از هر سو که وارد شده باشند
آنقدر سم به خوردشان رفته است، که حوصله بالا آمدن از
این میز را دیگر نداشته باشند.

چه بسا شبهایی
که اجسادشان را، با ذره ای روح باقی مانده
بر زمین می کشند و ناله میکنند تا ابر رند همه آفاق
مانده ی روح را نیز از آنان برگیرد.

صلوات.


xarxaki 3:22 PM

(9) comments

Saturday, June 19, 2004

خب... سیگارامون هم که تموم شد
ساعت هم تازه 12:41 شده.
میتونم تو این فاصله، برات ماجرای ملاقاتم با خدا رو تعریف کنم.
یا اینکه میتونم برات یه شعر بخونم.
همم... نمیدونم... یا میخوای در مورد کارام برات توضیح بدم؟

ها؟
اوکی.


Cigarren
Ci
garr
ren
Ce
i
ge
err
err
e
en
Ce
CeI
CeIGe
CeIGeA
CeIGeAErr
CeIGeAErrEr
CeIGeAErrErr
CeIGeAErrErr
ErrEEn
EEn
En
Ce
i
ge
a
err
err
e
en
CI
garr
ren
Cigarren (Der letzte Vers wird gesungen.)



-------
p.s: Cigarren, by Kurt Schwitters.


xarxaki 1:10 PM

(0) comments

||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||


xarxaki 12:33 PM

(1) comments


||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||
||| ||| ||| ||| ||| ||| ||| |||


xarxaki 12:30 PM

(0) comments

خب... حالا که تا ساعت 3 خیلی مونده...
میتونم برات جریان ملاقاتم با خدا رو تعریف کنم.
هوم؟

اه اوکی بابا.
بی خیال.
سیگارمون رو میکشیم تا 3 بشه.


xarxaki 12:16 PM

(0) comments

Friday, June 11, 2004

ها.
چته؟
انتظار داشتی ننویسم؟
پس در وحله اول دیگه برا چی اینجا ای؟
هم؟

پس خفه. و
OBSERVE.


ها.
چته؟
انتظار داشتی بنویسم؟
پس در وحله اول دیگه برا چی اینجا ای؟
هم؟

پس خفه. و
COMMENT.


xarxaki 7:06 AM

(0) comments

Sunday, June 06, 2004

این یکی رو هم نوشتم که حتی آخرین پستم رو هم بی اعتبار کنم.

جریان بر سر پوچیست... میدانی که؟ هاهاهاهاهاها

در ضمن در جای خالی کلمه مورد علاقه تون رو بنویسید،
بذارید تو کامنت.
که من بیام، به عقایدتون بخندم.

خدافظ دوسسان.

-جای خالی را پر کنید:
آنها که رفتند، کاری ... کردند.
آنها که مانند کاری .... .
خب....

پاسخ نامه


xarxaki 2:24 PM

(0) comments

هزار پا ها را دم در قتل عام کردم.
خرمگس مادرقهبه، یا خفه شو، یا گمشو بیرون اتاق من، کس خل بازی در بیار.

در ضمن.
این مهمل دونی تعطیل شد.
کس خار همه چیز و همه کس و هر آنچه که مثلن اهمیت دارد.
یا قرار است جدی باشد.
یا مهم است.
نمیدانم کس ا خار اش.

در ضمن بگویم که هر وقت زبانم از حالت محاوره ای خارج
شده، به گونه ای در هجو جدیت بوده.

اضافه شود که این جانب، هماره از بیماری های بیهودگی، تنبلی، بی عاری و عدم جدیت
رنج برده ام و میبرم.
so fuck off.

در ضمن اصلن هم از چیزی شاکی و اینها نیستم.
کما اینکه شاکی بودن که بیهوده است. و نبودن هم.

پس این آشغال دونی، تعطیله.

هر وقت فهمیدم من چی هستم، یه چیزی برام ارزش پیدا کرد
میام مینویسم.
فعلن همه چیزهایی که در ذهنتان میگنجد
و آنچه در ذهن من میگنجد
و آن چه بر صفحات این کس شر بود
برایم به یک اندازه بی اهمیت است.

در ضمن.
وبلاگم رو نمیکشم.
فلجش میکنم.
میندازمش همین جا تا بگنده.

ریدم به آدمیان
و حتی خدایان.
و حتی هیچ
و حتی هر
.
(با اجازه صاحابش)

و در آخر کس خار هر چیزی که هر کسی فکر میکنه مهمه.

و السلام.

تمت.

خرخاکی. یک روز.

koment


xarxaki 2:03 PM

(1) comments

Saturday, June 05, 2004

آقا... خارکسته رو بگو!

آقا جان. ما مثلن قراره معمار بشیم.
خب؟ بعد علاوه برکسشرهایی که به عنوان معماری درس میدهند،
یک سری کس شعر دیگه هم داریم(مثل بقیه رشته ها احتمالن)
که هیج ربطی به معماری نداره.
مثل سازه ای که درس میدن...
حالا یه کس شری هم این دفه داشتیم: تاسیسات مکانیکی.
این یکی دیگه شاهکاره. میخواستم برم بگم آخه عمو...
الان دوره زمونه، به یه حالتی شده، که تو شرچتها، یه چیزی
هست، به اسم مهندس تاسیسات. که کارش اینه، که حساب کنه
اتاقه چند تا شوفاژ میخواد.

بعد جزوشو نگا کردیم، دیدم ای بابا...
این که نهوه جوش دادن لوله فاضلاب رو هم درس داده!

هیچی خلاصه یه مبلغی خوندیم و رفتینم به سر جلسه.
خارکوزه سوال داده:
روش اندازه گیری آلودگی بیولوژیکی و شیمیایی آب را توضیخ دهید.
خلاضه کلی خندیدیم.

خرخاکی

توضیحات:
کلن فکر میکنم اگر قرار باشد ما معمار شویم، تاسیسات خوندن کس است و شعر.
بابا جون من خودتون نگاه کنین...
مثلن ویلا ساووا خیلی تاسیساتش درست بوده؟
یا خلاصه خیلی از شاهکارهای معماری.
اه. کیرم دهنش.

Comments


xarxaki 2:20 AM

(0) comments

Wednesday, June 02, 2004

احیانن برای ثبت در تاریخ:
Some say the end is near.


xarxaki 2:29 AM

(0) comments


دوستان

Zaizaizaizaizai
Hair
Sweetcoma
ZheClub
Taftess
A Daily Dose Of Architecture
Hapali(not really)
Mermo'ool